پای صحبت پیشکسوتان هنر استان؛ با جانِ هنر، کجایی؟
شب نهم_ علی کاملیان _ هنرمند پیشکسوت مجسمهساز و نقاش
هاوینهنر/ فاطمه دوستزاده
تبدیل سنگ سرد به سیمای یکی از مشاهیر ایران، هنری است که تنها از دستان پرتوان و ذهن خلاق استاد علی کاملیان برمیآید؛ هنرمندی که توانسته با تلاش و عشق، خود و آثارش را در حافظه ایرانیان ماندگار کند.
کارگاه او، حریم خلوت و انس است؛ جایی که سنگ در برابر تیشهاش جان میگیرد و خاموشی به سخن بدل میشود. شاهکارهایش در موزهها، نمایشگاهها و آرامگاه نخبگان، چون دُرّهایی تابناک از صدف بیرون جستهاند. هر ضربه بر سنگ خارا، رنجی است که استاد به جان میخرد تا زیباییای جاودانه بیافریند. این روزها همه تمرکز او بر تراشیدن سردیسی از خیام نیشابوری است؛ تا بار دیگر شاعری جاودانه در کالبد سنگ متولد شود.
یکی از آثار ماندگارش، تابلوی ابوعلی سینا در موزه همدان است؛ تصویری رئالیستی از حکیم فرزانه ایران در دشت، در حال چیدن گیاهان دارویی؛ اثری که استاد دل بر سر آن گذاشته است. او با شوق از روزهایی یاد میکند که در آرامگاه باباطاهر، سردیس این شاعر نامی را میتراشید. مردمی که به تماشا ایستاده بودند بارها با غرور میگفتند: ما گمان میکردیم این مجسمهها از خارج میآیند، اما حالا میدانیم هنرمندان سرزمین خودمان خالقشان هستند.
کاملیان امروز واقعبینانه، نوآموزان این روزگار را با روزهای آغازین خود مقایسه میکند: ما کتابی برای یادگیری نداشتیم، جز آزمون و خطا چیزی نبود. راه سختی را پیمودیم تا به راه درست دست یافتیم. با این حال تأکید میکند که امکانات فراوان امروز بهتنهایی هنرمند نمیسازد: هنر راهی دشوار است و پیمودن آن عشق، پشتکار و البته حمایت میطلبد. اقتصاد در رسیدن به استادی نقشی تعیینکننده دارد؛ هنرجو باید از غم معاش فارغ باشد تا ذهنی آزاد برای خلق داشته باشد.
و پیام استاد به جوانان: اگر قدم در راه هنر میگذارید، بدانید مسیر آسانی نیست. دشواریها را بپذیرید، دلسرد نشوید، تمرین و ممارست را هرگز رها نکنید و هیچگاه اسیر غرور و خودنمایی نشوید.
ختم کلام استاد روشن است:
عشق به هنر، هر مانعی را از سر راه برمیدارد.













