پای صحبت پیشکسوتان هنر استان؛ با جانِ هنر، کجایی؟
شب هشتم _ ثریا صدقی _ نویسنده
هاوینهنر/ فاطمه دوستزاده
استاد ثریا صدقی، خالق «بهنو»، این روزها حال دل خود را چنین بازگو میکند: حال مردم آینهی حال من است؛ اگر شادی در دلها جاری باشد، من هم سرشار از زندگی میشوم و اگر غمی بر جانشان سنگینی کند، گویی بر جان من مینشیند. به اثر پروانهای باور دارم؛ اگر ذرهای زیبایی و نیکی در جهان گسترش یابد، میتواند جهانی را به روشنایی بدل کند.
او این روزها سرگرم بازنویسی دومین رمانش است؛ رمانی که جانمایهی آن زناناند و رنجهایی که در مسیر زندگی بر آنان تحمیل میشود؛ از ازدواجهای زودهنگام و پذیرش ناگزیر نقش مادری گرفته تا قربانی شدن آرزوها و رؤیاهایی که پیش از شکوفایی در نطفه خاموش میشوند. زنان میمانند و حسرتهای فروخوردهشان.
صدقی نویسندهای است خوشذوق و نکتهسنج، با دغدغهی روایت سرگذشت زنان دهههای ۴۰ و ۵۰؛ زنانی که داستانهایشان بخشی از حافظهی اجتماعی ماست. او دومین رمان خود را چون فرزند آخر خانه میداند، عزیزتر و نزدیکتر؛ چرا که توانسته در آن، همهی سالها اندیشه و دلبستگیهایش را بر صفحه بیاورد. خود میگوید: در این رمان تکههایی از کسانی است که دوستشان دارم؛ هر آنچه سالها در ذهنم پرسه میزد، اینبار به زبان آمده و زندگی دختری را نقش زده که با زمانهی بیرحمش دستوپنجه نرم میکند.
اما این روزها سایهی سنگین بازار نشر بر دل او نیز افتاده است؛ جایی که ناشران، دلبستهی نامهای بزرگ و مطمئناند و راه بر نوقلمان و نویسندگان جوان دشوارتر از همیشه شده است. با این حال، عشق به آموزش سبب شده تا صدقی کلاسهای نویسندگی برگزار کند و جوانان مشتاق را به آینده امیدوار سازد؛ آیندهای که برخی از شاگردانش با نخستین کتابهایشان در آستانهی شکوفاییاند، و این برای او شیرینتر از هر پاداشی است.
خانم صدقی ایمان راسخی دارد که داستان میتواند نقشی حیاتی در فرهنگسازی ایفا کند و با گلایه میگوید: درد است که چرا نشریات داخل استان حتی ستونی برای نویسندگان جوان و کهنهکار در نظر نمیگیرند؛ همین اندک میتواند دلگرمی بزرگی برای اهل قلم باشد.
سخنش به جوانان صریح و روشن است:
بخوانید، هرچه بیشتر، هرچه عمیقتر. کتاب بخوانید تا طعم شیرین دگرگونی را در زندگیتان بچشید.
و چه دلنشین است کلام پایانیاش، سخنی از دل یک نویسندهی عاشق:
«با کتاب زندگی کن؛ آنگاه معنای حقیقی زندگی را خواهی یافت.»









