پای صحبت پیشکسوتان هنر استان؛ با جانِ هنر، کجایی؟
شب چهارم _ احسان ناهیدی _ هنرمند پیشکسوت
هاوینهنر/ فاطمه دوستزاده
استاد احسان ناهیدی هنرمندی خلاق و زبردست. شاید بتوان به جرات گفت هنر او ابتکارش در بکارگیری عناصری است که نمی توان تصور کرد منجر به خلق آثاری چنان شگفت شود.
استاد روز خود را با رسیدگی به پرندگان خوشالحانی شروع می کند که بیشک محیط زیبایی که استاد ناهیدی برایشان ساخته، یادآور بهشت است. نوه برایش بسیار شیرین و وجودش را لطف ایزد و گرمابخش این روزهایش میداند. گیاهان منزلش چه خوش اقبالند که به دستان پرتوان و هنرمند او سپرده شدند.
ذوق او در همه آثارش هویدا و مخلوقاتش مملو از تکنیک های بیبدیل فکر و اندیشه اوست.
برای استاد ناهیدی، جنس، نوع و حتی ارزش مواد اولیهای که به کار میگیرد اهمیت دارد اما مهمتر آن است که چگونه از آن بهترین استفاده را در راستای ساخت اثری منحصر به فرد، ببرد. به عنوان مثال با دیدن تنوع رنگ پارچه های خیاط سر ذوق آمد و برق فکری روشن او را در برگرفت تا کلاژی متفاوت، اینبار با پارچه خلق کند. اما فیلم های از رده خارج شده رادیولوژی اندیشهای دیگر در او زنده کرد. ساخت کلیشه! و خوش ذوقی او منجر به ساخت تابلوهایی با خط ثلث و نسخ شد. هسته ناچیز انگور زمینهسازِ زمینه تابلویی شد به نام عشق.
و اما ساقه گندم، پوسته تخم مرغ، دستمال کاغذی، کاشی، فوم و … ابزاری شدند در دست استاد تا تنوع یکصد و ده عددی در نوشتار بسم الله را عرضه کند.
انتخاب یک اثر از آثارش به عنوان برگزیده آثار برایش امکان پذیر نیست و می گوید: از تابلوها، گلدان ها، حتی کاردستیهای که برای فرزندانم درست کردهام چنان برایم ارزشمندند که با انتخاب یکی از آنها گویی در حق بقیه اجحاف می کنم. این سخن استاد نشان از پیوند عمیق عاطفی او با آثارش است که در پس آن دنیایی از احساس، اندیشه، صبر و متانت بی مانندش پنهان شده است.
این روزها استاد، بهواسطهی عمل قلب باز و برخی ناراحتیهای جسمی، کمتر به کار هنری مشغول است؛ اما یادمان باشد که او چنان عمیق به ارزش ذرات هستی پی برده است که از هیچ، شاهکار میآفریند.








