هاوین هنر/ فاطمه دوست زاده
استاد نسترن مودی، هنرمندی که عمری در عرصهی ظریف، دقیق و صبرآزمای معرق کوشیده است، این روزها فاصلهای معنادار از روزگار هنریاش گرفته است. حالا ترجیحش گذران وقت در کنار خانواده و تماشای قد کشیدن نوهی شیرینش است؛ اما روح او هنوز سرشار از تلاطم و شوق زندگی است. با خواندن بیتی از اشعار استاد امیرهوشنگ بتهاج حس درونی خود را نمایان می کند:
آبی که بر آسود زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است
از روزگار هنرش، بیش از همه تابلوی «بزم درویشان» را به یاد دارد؛ اثری که اقتباسی از نقاشی استاد ابوطالب مقیمی بود. با شوقی وصفناپذیر خاطره ساخت آن را بازگو میکند:
«با اینکه سالها گذشته، هنوز لحظهبهلحظهی خلقش برایم زنده است؛ عطر چوبهای برشخورده، چینش رنگها و ظرافت در چهرهی درویشان را حس میکنم. در این تابلو، هر قطعهی چوب با رنگهای طبیعی انتخاب و در جای خود نشانده شد؛ جمعی از درویشان، برخی نشسته و برخی ایستاده، با چهرههایی که انتخاب و چینش هر کدامشان حاصل ساعتها دقت و صبر بود.»
اما چه شد که دستان این هنرمند دیگر تاب تداوم نداشتند؟
بیش از آنکه خوابرفتگی انگشتانش، او را از کار و فعالیت بازدارد؛ کملطفیها و بیتوجهیها دلش را آزرده است.
به باور او، معرق هنری است که زودبازده نیست؛ ماهها و گاه سالها وقت میطلبد تا اثری ماندگار خلق شود. اما وقتی بازار خرید و حمایتی در کار نباشد، انگیزهی هنرمند رنگ میبازد. او در قیاسی زیبا میافزاید:
«جوانان امروز مانند شعر نو هستند؛ زود میخواهند به نتیجه برسند. اما معرق هنری است وقتگیر، پرکار، صبورانه و در عین حال اصیل و نفیس.»
در ادامه روی سخنش به مسئولان است:
«آقایان، خانمها، متولیان هنری و غیرهنری! همیشه فریادم این بوده است: هنر را دستکم نگیرید. نگران هنرجویانی هستم که معاش خود را از هنر تأمین میکنند. این قشر باید حمایت شوند. امروز بهخاطر مشکلات اقتصادی، کالاهای هنری و دستسازهای ارزشمند از سبد خرید بسیاری از خانوادهها حذف شدهاند؛ این جای تأسف دارد.»
مودی در پایان گفتوگو آرزویی شیرین دارد:
«دوست دارم هنرمندان تجسمی همدورهایام روزی در جایی گرد هم آیند؛ با دیدن یکدیگر یاد ایام گذشته را زنده کنیم و جانی دوباره به محافل هنری ببخشیم.»
چشمها را به تماشای چند تابلوی چشم نواز از هنرمند خوشذوق، میهمان کنید.














